خستممم

خرید بک لینک

سلام...

خیلی وقت بود دست ب قلم نشدم خیلی وقته از حرفای تو دلم اینجا حرفی نزدم خیلی وقته بغض تو گلوم گیر کرده بود.

این روزا کمتر ب خودم فکر کرده بودم و ب خودم کمتر رسیدم بیشتر وقتم برای فروش کانالمون رفت!

ب آجیمم گفتم از سال جدید از این کار انصراف میدم ی بار اومدم خوبی کردم براش همیشگی شد و عادت...

کلا نشد ب کسی خوبی کنم و اون سواستفاده نکنه

حتی بم میگه شنبه ها ک همیشه اینجایی بعد کارت یه دوشنبه ها هم بیا بهار نگه دار من برم باشگاه. من برای بهار جونمم میدم انقدر دوستش دارم و بهش وابسته ام ولی ی وقتایی واقعا نمیشه... ی وقتایی میشه حتی حوصله خودمم ندارم، دوست ندارم کسی منو بزور مجبور ب کاری کنه... کاش اینو یکی درک میکرد...

امشب دیگه ب خودم استراحت دادم تا ب کارای عقب افتادم برسم اول از همه اومدم اینجا آپدیت کنم دلم برای اینجا تنگ شده بود اینجا بعد از اتاقم تنها جایی ک وقتی توش میرم احساس آرامش میکنم خداشکر کسی از دوستای قدیمم نمونده باز میومدن و میگفتن اووف باز این هدی اومد و پست دپرسی گذاشت و منم خسته شدم از بس بهشون بگم بابا جان اینجا دردودلامو مینویسم هرچند با این حرفاتون خیلی وقته حرفامو سانسور میکنم یا مجبور ب خصوصی پست گذاشتن میشم.

آبجی مرضیه جون تو تنها کسی موندی ک بم پیام میدی شرمنده ک دیر ب دیر بت سر میزنم این روزا هم جدا از اینکه سرم با کانال شغوله مشغول نمد دوزی هم هستم دلم می خواست امسال برا بچه های فامیل بجای عیدی ی عروسک کوچیک درست کنم و عیدی بدم نمیدونم میرسم تموم کنم با این همه مشغله یا نه!!

امسال کلا آخراش داره با بی حوصلگی میگذره منی ک همیشه بهمن ماه شروع ب خرید و بازار رفتن بودم الان ک آخرای اسفندیم هنوز هیچی برا عید نخریدم انقده از خرید کردن بدم میاد اصلا حوصله گشتن ندارم بدیش اینه اصلا نمیدونم چی می خوام!!!

شایدم جدا از بدنم فکرمم خسته است... درست مثل امشب... الان ک دارم مینویسم چشام هنوز از گریه هایی ک کردم میسوزه دلم می خواد برم ی جای دور جایی ک کسی منو نشناسه... دلم برا شادی تنگ شده حتی دیشب عقد دوستمم بودم باز منو خوشحال نکرد و با حوصله نرقصیدم!!

 

خستمممم کاش ی جوری بشه این خستگی از تنم بره!!!!!!

دل شکسته......

ما را در سایت دل شکسته... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 26 تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 18:43

صفحه بندی