دلم شکسته

خرید بک لینک

وقتی یاد اسم وبلاگم میوفتم یاد روزی میوفتم ک آجیم گفت این چ اسمیه اما این می تونم بگم تنها چیزی بود ک کسی نتونست نظرمو عوض کنه و این اسم و گذاشتم و چقدر هم این اسم بهم میاد چون سالهاست ک دارم با خودم حملش میکنم و چقدر هم حقیقت داره .... دل شکسته!!!!

می خواستم مثل هر سال روز اول عید بیام وسالی ک گذشت و مرورکنم و قولهایی ک دادم و انجام دادم یا ندادم و بگم اما نشد...

دستم ب نوشتن نرفت خاطره خوبم از سال 95 این بود ک کل خانواده مخصوصا داداشم و زنش سال تخویل پیشمون بودن و اما اتفاق بدش از دست دادن میلاد بود و البته بگم قولی ک بخودم دادم ک دفتر خاطراتمو از بین ببرم تا جایی این کار کردم وقت نشد کامل نابودش کنم ...

آخرای سال 95 بود ک من انقدر سرم شلوغ بودو مشغول نمد درست کردن ک وقت فکر کردن ب میلاد و نداشتم تا اینکه آرش کسی ک از فائزه خوشش میاد باهام حرف زد...

قبلا هم گفته بودم ک رابطه اونا درست مثل منو میلاده حالا فقط جاهامون عوض شده آرش فائزه دوست داره و فائزه اونو نه و من میلادو دوست دارم و اون نه!

با تمام حرفایی ک فائزه ب آرش زد و گفت بدرد هم نمی خوریم اما بازم آرش امیدوار بود درست مثل من!!

این روزا انقدر فکرم مشغوله و همه چی تو خودم ریختم از درون دارم نابود میشم طوریکه باز معده دردام شروع شده...

با اینکه دو روز پست سرهم با دوستام بودم و بهم خوش گذشت و هرکی عکسای تو اینستا دید فکر نمیکنه غمی تو سینه دارم اما اینطور نبود... 

ی فیلمی داشتم میدیدم طرف گفت بازیگری این نیس ک جلو دوربین نقش بازی کنی ما آدما همه مون داریم تو زندگیمون نقش بازی میکنیم

کاملا درست گفته منم همین جوری بودم با اینکه تو سینه غم داشتم اما پیش دوستام خوب بودم اما بمحض تنها شدن و کز کردن تو اتاقم یادش افتادم.

طوریکه این دو روزی ک خونم تمام وقتم تو اتاقمم و دارم گریه میکنم یا می خوابم ک زمان برام زودی بگذره...

زمان بگذره اما مگه یاد اون ب آسونی از یادم فراموش میشه!!!

مدام همه چی و پیش خودم از اول آشناییمون تو دانشگاه تا همین امروز چت کردنامون مرور میکنم درسته من زیادی احساساتی نشون میدم اما اونم کم مقصر نیس کسی ک با حرکات و رفتارش منم امیدوار کرد اون بود!!

مدام از خدا اونو می خوام اما حرفی ک میدونم خیلی از شماها بهم زدید و میزنین اینه ک حتما قسمتت نیس..

در جوابش باید بگم ک کی قسمت من میشه؟؟ وقتی این همه آدم سر راهم میان و من ندیده و نشناخته رد میکنم و تو دلم فقط اونو حس میکنم چطور یکی دیگه قسمتم میشه؟؟؟

تا ازدواج نکنه تا ندونم برای یکی دیگه شده نمی تونم فراموشش کنم اگه 100 بار دیگه بگه بهم نمیرسیم بازم نمی تونم!!!!

وقتی زندگیم و مرور میکردم بهم یادآوری شد ک خدا همیشه هرکی سرراهم قرار داد تا خواستم عاشقش شم از جلو راهم کنار زد...

آخه چرا؟؟؟؟ 

تنها زمانی خنده هام از ته دل و همیشگی میشه ک اون برا همیشه پیشم باشه درست مثل زمانی ک اون مشهد بود وامام رضا دلامونو بهم پیوند زده بود اما فقط 2روز همه چی خوب بود وقتی برگشت همه چی برگشت ب روال عادی خودش چقدر اون 2 روز برام خوب وشیرین بود کاش زمان برگرده ب همون 2 روز.... چقدر برای اون 2روزمون تنگ شده!! چقدر دلم اونو خواست... تحمل دوریش برام سخته

بهتره برم نوشتن هم حالمو خوب نکرد هیچ سردردام بدتر شد چون دوباره همه چی برام مرور شد و نوشتم

فقط در آخر ازتون می خوام برام دعا کنید!!!

مرسی ک هستید

دل شکسته......

ما را در سایت دل شکسته... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 26 تاريخ: پنجشنبه 17 فروردين 1396 ساعت: 1:36

صفحه بندی