سلام دوستان عزیز
مرسی ک حال منو می پرسیدید. باید بگم اون شبی ک دیدمش و تا شب خیلی بم بد گذشت. از فرداش من دیگه اون هدی نبودم...
وقتی دلم خلاص شد از انتظار و واقعیت و فهمید با قضیه داشت کنار میومد چون خیلی خوب با قضیه کنار اومد .
از فردای اون روز مهمونی و عروسی بودم یا پیش بهار بودم ک وقت وقته خوشی بود و جا برا فکر کردن و غم و غصه نبود...
فقط هر ازگاهی با شنیدن آهنگ یا جایی ک ازش خاطره دارم یه نگاه کوچیک ب گذشته میکنم و یادش میوفتم اما هی مغزم و کنترل میکنم ک بهش فکر نکنم و تا جایی هم موفق شدم.
البته فعلا مغزم یه جا دیگه مشغوله و درگیرم ایشاا اگه اون چیز اکی شد میام میگم. برام دعا کنید چون این همه آرزو داشتم بهش نرسیدم امیدوارم ب این یکی برسم....
دل شکسته......ما را در سایت دل شکسته... دنبال میکنید
برچسب: من خوبم ممنون, شما چطوريد؟,من خوبم,من خوبم تو خوبی, نویسنده: بازدید: 74